هنوز هم دلم تنگ می شود
برای محض حرف زدنت
و برای تکیه کلامهایت
...
که نمی دانستی
فقط کلام تو نبود
من هم به آنها
تکیه داده بودم . . .
برای محض حرف زدنت
و برای تکیه کلامهایت
...
که نمی دانستی
فقط کلام تو نبود
من هم به آنها
تکیه داده بودم . . .
حالا اشکها هم شبیه تو شده اند. گریه که میکنم نمی آیند . . .
شاید سالها بعد در گذر جاده ها بی تفاوت از کنار هم بگذریم و بگوییم آن غریبه چقدر شبیه خاطراتم بود
چقدر تلخ شده ای.این روزها قندهایت را در دل چه کسی آب میکنی. . .؟
از حقیقت های تلخ خسته ام …
یک دروغ شیرین بگو
بگو دوستت دارم . . .

